أحمد بن محمد الهمذاني ( ابن الفقيه الهمذاني ) ( مترجم : ح . مسعود )
60
البلدان ( بخش مربوط به ايران ) ( فارسى )
كشتى در تابستان نمىروييد ، و پستان گوسپند و گاو و شترى شير نمىداد ، و درختى بار نمىآورد و شاخسارى سبز نمىگشت . به همين خاطر است كه يكى از شاعران گويد : اگر زمستان و منظرهء زشت آن نمىبود ، آن چشم انداز زيباى بهاران جلوه كردن نمىگرفت * 113 . و در زمستان است كه پادشاهان ، چون شب دراز شود و حشرات اندك شوند ، از بادهگسارى لذت بسيار برند . همان كه دوست جان و حيات تن و سبب زيادت عمر و صحت جسم « 1 » است . و به خاطر آن است كه كاخهاى افراشته و مجالس آراسته و پشتيهاى چيده ، فراهم كنند . اين ، در زمستان است . و چون بهار فرا رسد باز ما راست باغهاى پيوسته به يك ديگر و گلستانهاى خرم و گلهاى زيبا و آبهاى روان و نسيمهاى خوش و نزهتگاههاى نظيف و هم ما راست گلها و شكوفهها و گلزارها و بركهها ، از آن دست كه در هيچ يك از شهرهايتان نيست . و خود انواع آنها را نشناسيد . حتى پادشاهان و ديوانيان و توانگرانتان بسى كوشيدند تا از اين گونه گلها در باغها و بوستانهاى خود برويانند ، ليكن هيچ يك در آنجا نرست ، چونان زعفران و زرد لال ( لالهء زرد ) و جاولال ( گاو لاله ) و كستج و سحاله و كركبيس « 2 » و نسترن و ندير و سوسن آزاد و جز اينها از ديگر گونه گلهاى سرزمين جبل « 3 »
--> ( 1 ) - سخنى است خطابى ، كه ابن ابى سرح در برابر آن خطابهء رساى واسطى مىگويد و در حقيقت مخالف طب است و اعتبار . ( 2 ) - رك : فرهنگ فارسى معين ، ذيل كركاش ، كركيش ، اقحوان ، شجرهء مريم ، بابونه ، گاو چشم ، بابونهء گاوى . اين فرهنگ ذيل كركميسه و كركميشه ، گويد : گلى است خوشبوى كه چند رنگ مىشود و نوشتهاند بيشتر در كوه الوند مىروند . با مراجعه به مآخذ ، اين گياه شناخته نشد . دزى كلمهء كركبيسه را مرادف با نوعى خرما آورده است كه در اينجا حتما آن معنى خواسته نيست . ( 3 ) - يا ديگر انواع گلهاى كوهى . ( رك : متن ص 235 ) .